دانلود آلبوم شبت خوش باد من رفتم

اشتراک گذاری

خواننده :

علی تفرشی

ترانه سرا :

سعدی

عطار نیشابوری

عراقی

هوشنگ ابتهاج

مولانا

آهنگساز :

علی تفرشی

تنظیم کننده :

علی تفرشی


توجه : سرویس استریم موسیقی موزیک آنلاین ویژه اندروید راه اندازی شد! همینک دانلود کنید!
آلبوم شبت خوش باد خواننده علی تفرشی قطعات دولت عشق راز سرمست سرگشته آغوش چشم نگار مست این کیست این پاره آتش شبت خوش باد من رفتم ترانه سرایان سعدی مولانا عراقی هوشنگ ابتهاج عطار نیشابوری آهنگساز علی تفرشی تنظیم کننده علی تفرشی دولت عشق مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم دیده سیر است مرا جان دلیر است مرا زهره شیر است مرا زهره تابنده شدم گفت که سرمست نه‌ای رو که از این دست نه‌ای رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم گفت که تو شمع شدی قبله این جمع شدی جمع نیم شمع نیم دود پراکنده شدم شکر کند خاک دژم از فلک و چرخ به خم کز نظر وگردش او نورپذیرنده شدم باش چو شطرنج روان خامش و خود جمله زبان کز رخ آن شاه جهان فرخ و فرخنده شدم مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم دیده سیر است مرا جان دلیر است مرا زهره شیر است مرا زهره تابنده شدم راز رازها را در میان خواهم نهاد بی خبر سر در جهان خواهم نهاد گر بجنبد کاروان عاشقان پای پیش کاروان خواهم نهاد رازها را در میان خواهم نهاد بی خبر سر در جهان خواهم نهاد گر بجنبد کاروان عاشقان پای پیش کاروان خواهم نهاد بر جهان چون صبح جان خواهم فشاند سر چو شمعی در میان خواهم نهاد گر قدم از خویش برخواهم گرفت از زمین بر آسمان خواهم نهاد با دل پر خون به امید وصال سر شبی بر آستان خواهم نهاد از زبان گوهرافشان در جهان طرفه گنجی جاودان خواهم نهاد سرمست سرمست درآمد از درم دوست لب خنده زنان چو غنچه در پوست چون دیدمش آن خط نگارین در خود به غلط شدم که این اوست سرمست درآمد از درم دوست پیش قدمش به سر دویدم در پای فتادمش که ای دوست یک باره به ترک ما بگفتی زنهار نگویی این نه نیکوست چشمش به کرشمه گفت با من در نرگس مست من چه آهوست گفتم همه دلبریست لیکن اینست که بی‌وفا و بدخوست سرمست درآمد سرمست درآمد سرمست درآمد از درم دوست سرگشته تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی‌دانم وزین سرگشته مجنون چه می خواهی نمی‌دانم در این درگاه بی‌چونی همه لطف است و موزونی چه صحرایی چه خضرایی چه درگاهی نمی‌دانم زهی دریای بی‌ساحل پر از ماهی درون دل چنین دریا ندیدستم چنین ماهی نمی‌دانم زهی دریای بی‌ساحل پر از ماهی درون دل چنین دریا ندیدستم چنین ماهی نمی‌دانم هزاران جان یعقوبی همی‌سوزد از این خوبی چرا ای یوسف خوبان در این چاهی نمی‌دانم خمش کن کز سخن چینی همیشه غرق تلوینی دمی هویی دمی‌هایی دمی آهی نمی‌دانم آغوش چشم نگار سرمست این کیست این پاره آتش شبت خوش باد من رفتم

کجایی؟ای ز جان خوشتر ، شبت خوش باد ، من رفتم
بیا در من خوشی بنگر، شبت خوش باد من رفتم

نگارا، بر سر کویت دلم را هیچ اگر بینی
ز من دلخسته یاد آور، شبت خوش باد من رفتم

ز من چون مهر بگسستی، خوشی در خانه بنشستی
مرا بگذاشتی بر در، شبت خوش باد من رفتم

تو با عیش و طرب خوش باش، من با ناله و زاری
مرا کان نیست این بهتر، شبت خوش باد من رفتم

منم امروز بیچاره، ز خان و مانم آواره
نه دل در دست و نه دلبر، شبت خوش باد من رفتم

مرا گویی که ای عاشق، نه ای وصل مرا لایق
تو را چون نیستم در خور، شبت خوش باد من رفتم

همی گفتم که ناگاهی، بمیرم در غم عشقت
نکردی گفت من باور، شبت خوش باد من رفتم

کجایی؟ای ز جان خوشتر ، شبت خوش باد ، من رفتم
بیا در من خوشی بنگر، شبت خوش باد من رفتم

نگارا، بر سر کویت دلم را هیچ اگر بینی
ز من دلخسته یاد آور، شبت خوش باد من رفتم


خواننده