دانلود آلبوم سلام ساده

اشتراک گذاری

خواننده :

امیرعلی بهادری

ترانه سرا :

امیرعلی بهادری

آهنگساز :

امیرعلی بهادری

تنظیم کننده :

آرون حسینی

پیمان حسینی


توجه : سرویس استریم موسیقی موزیک آنلاین ویژه اندروید راه اندازی شد! همینک دانلود کنید!
آلبوم سلام ساده خواننده امیرعلی بهادری ترانه سرا امیر علی بهادری آهنگساز امیر علی بهادری قطعات آلبوم سلام ساده بهار خاکستری باورت نمیشه میم نون ت واو عوض نشو نقطه ی کور فکرای منتطقی خاطره پرتگاه بی خداحافظی نگران نباش بهار خاکستری امیرعلی بهادریطلوع خورشید با صدای نازت نفس توو نفس یه هوای تازه این زندگی ما بود ، این زندگی ما بود واسه بقیه عادی ولی خاص هم دیگه هرکاری میکردیم واسه هم این زندگی ما بود ، این زندگی ما بود گذشته نمیره از یاد من یا تو یاد شب بیداریا تا صبح نمیشه کاریش کرد اما خب هنوزم تا حرف تو میشه میبره فکر منو پیشت پیشت سرد شدیم یواش یواش رابطمون نفس نداشت گفتی برام قفس نباش رد شدیم از هم دور شدیم از اون هوا چیزی نمونده بین ما کاش بتونی بگی چرا رفتی از دستم رد شدیم از هم واسه اون روزا تنگ شده دلم گفتگوی ما در گوش هم من بهت بگم جات تو قلبمه تو بهم بگی ، مث ما کمه غروب غمگین و بارون توو شلوغی پرسه توو خیابون زندگی ما شد ، این زندگی ما شد رسیدیم آخرش انقد سریع ببین یه بهار خاکستری زندگی ما شد ، این زندگی ما شد سرد شدیم یواش یواش رابطمون نفس نداشت گفتی برام قفس نباش سرد شدیم یواش یواش رابطمون نفس نداشت گفتی برام قفس نباش رد شدیم از هم باورت نمیشه امیرعلی بهادری بند اومده بارون بیرون زده نور از ابرا تو خیابون تنها ولی آروم دنبال تو میگردم بین این و اون فایده نداره بدون تو بودن و نفس کشیدنم من اینجام و برای داشتنت به هر کاری دست میزنم باورت نمیشه که من عاشقتم چقدر انقده خوبی که دیگه هیچ حرفی نمیشه زد باورت نمیشه نمیشه انقده خوبی که خوبی که هیچ حرفی نمیشه زد چشماتو که میبندی تاریک میشه دنیام از نور آرامش من یعنی دیدن تو حتی از دور فایده نداره بدون تو بودن و نفس کشیدنم من اینجام و برای داشتنت به هر کاری دست میزنم باورت نمیشه که من عاشقتم چقد انقده خوبی که دیگه هیچ حرفی نمیشه زد باورت نمیشه نمیشه انقده خوبی که خوبی که هیچ حرفی نمیشه زد میم نون ت واو امیرعلی بهادری نقطه ی کور امیرعلی بهادری در دسترس نیستی بی خودی صدات میزنم دور از هم می ایستیم حرفامو به باد میزنم به روت نمیاری و باز روی کارات اصرار میکنی تو نیستی روراست با منو همون داستانارو تکرار میکنی جوابمو نمیدی جوابتو نمیدم نمیشنویم همدیگرو پس تموم میشه حوصله شروع میشه فاصله از اولین روز جر و بحث جوابمو نمیدی جوابتو نمیدم نمیشنویم همدیگرو پس تموم میشه حوصله شروع میشه فاصله از اولین روز جر و بحث میگم چرا توجهت به من نیست میگی دوباره شروع نکن میگم رفتارات شده شک برانگیز میگی منو زیر و رو نکن تا میگم یه سوال تو میگی بیخیال شو ذهنم درگیره با حسی که گیجه چقد بی نتیجه صدامون بالا میره جوابمو نمیدی جوابتو نمیدم نمیشنویم همدیگرو پس تموم میشه حوصله شروع میشه فاصله از اولین روز جر و بحث جوابمو نمیدی جوابتو نمیدم نمیشنویم همدیگرو پس تموم میشه حوصله شروع میشه فاصله از اولین روز جر و بحث عوض نشو امیرعلی بهادری دوباره اگه به دنیا بیام از این بیشترم بشه سختیام بهتر از توام بیاد سر رام من تورو میخوام وقتی خسته بودی از زمین و آسمون منو تنها آخرین تکیه گاه بدون دور شد از هم اگر یه روز راهمون یاد من بمون بازم یاد من بمون هیچ وقت عوض نشو از پیشم هیچ جا نرو هیچ وقت عوض نشو جایی نرو تنهاش نذار این دیوونه رو زود به زود دلتنگت میشم نیست دست خودم فهمیدم بیشتر عاشقت شدم و نمیذارم هیشکی این حسو بگیره از منو از تو هیچ وقت عوض نشو از پیشم هیچ جا نرو هیچ وقت عوض نشو جایی نرو تنهاش نذار این دیوونه رو فکرای منطقی امیرعلی بهادری هنوز روزام کوتاهه تو هر نفس یه آهه بی تو خنده هام یه قاب عکسه سفید سیاهه بیرون نمیام از فکرای منطقی از پاییز زندگی دیگه تو جاده ماه نیست انگار بهار تو راه نیست دیگه حالم اصلا مثل قبلنا روبراه نیست بیرون نمیام از فکرای منطقی از پاییز زندگی چشام ابریه بازم من این روزارو میشناسم میدونستم جای فصلا باهم عوض میشه واسم اشکام برگای پاییزه اما هیچ وقت نمیریزه خیلی تنها موندم خیلی تنها رفتی چشام ابریه بازم من این روزارو میشناسم میدونستم جای فصلا باهم عوض میشه واسم اشکام برگای پاییزه اما هیچ وقت نمیریزه خیلی تنها موندم با اینکه تنها رفتی پریدی بدون برگشت تو رفتی و از سقوطم هنوز گیج و مات و مبهوتم باورت کردم و تو باروم فکر میکردم آرزوتم فکر میکردم آرزوتم چه خیال اشتباهی چقد زود رسیدی به دو راهی با اینکه انتخابت رفتن بود دلم برات تنگ میشه گاهی انتخاب حق تو بود من بیش از حد وابستت شدم بعد تو بدبین شدم به هرکسی حتی خودم حتی خودم چشام ابریه بازم من این روزارو میشناسم میدونستم جای فصلا باهم عوض میشه واسم اشکام برگای پاییزه اما هیچ وقت نمیریزه خیلی تنها موندم خیلی تنها رفتی چشام ابریه بازم من این روزارو میشناسم میدونستم جای فصلا باهم عوض میشه واسم اشکام برگای پاییزه اما هیچ وقت نمیریزه خیلی تنها موندم با اینکه تنها رفتی خاطره امیرعلی بهادری خلوتی شب منه دیوونه با این تن سرد و سرگردون دوباره یه حس قدیمی گذشته هارو برگردوند تو خیالم با تو از این خیابونا عبور میکنم پیاده تمام پیاده رو هارو مرور میکنم یکی یکی ورق میزنم خاطره هارو عقب میبرم تورو ببینمت بازم مث یه شمع تا خاموش بشم حال و هواتو نفس میکشم اینه همه ی احساسم ما که نزدیک بودیم با هم هر روز و هر ساعت چی تورو از من جدا کرد منو تنهایی و خلوت نمیذاره راحت از هر راهی شده برگرد یادگاریات منو اذیت میکنه دلتنگی زیاد حال منو بد میکنه تا صدات میپیچه تو گوشم کاش بشه باز باهات روبرو شم روبرو شم ما که نزدیک بودیم با هم هر روز و هر ساعت چی تورو از من جدا کرد منو تنهایی و خلوت نمیذاره راحت از هر راهی شده برگرد پرتگاه امیرعلی بهادری پشت پلکای بیدار تو یه شب بی ماه بود همه ی دنیای آروم من لبه ی پرتگاه بود به تصویر گیرای حرفای زیبات پرت شد حواسم از وقتی چشمامو بستم روت فهمیدم اصلا تورو نمیشناسم من و تو با همدیگه فرق داشتیم عمر دوست دارم های تو یه شب کوتاه بود شکست شیشه ی احساس من با سکوت همراه بود تغییر کردی تغییر کرده حتی لباست تو که بازی کردی بازی میکنه دنیا با احساست من و تو با همدیگه فرق داشتیم پشت پلکای بیدار تو یه شب بی ماه بود همه ی دنیای آروم من لبه ی پرتگاه بود به تصویر گیرای حرفای زیبات پرت شد حواسم از وقتی چشمامو بستم روت فهمیدم اصلا تورو نمیشناسم من و تو با همدیگه فرق داشتیم عمر دوست دارم های تو یه شب کوتاه بود شکست شیشه ی احساس من با سکوت همراه بود تغییر کردی تغییر کرده حتی لباست تو که بازی کردی بازی میکنه دنیا با احساست من و تو با همدیگه فرق داشتیم بی خداحافظی امیرعلی بهادری چند وقت که برات اهمیت نداره گریه های من خلوت شبات دیگه شده غریبه با صدای من زندگی تو از آرزو و حال و روز من جداست حالا که تو شندی یه آدم غریب و بی هواس من از این شهر میرم شهری که ستاره هاش خاموش معشوق عاشقش رو می فروشه به هیچ و پوچ زندگی من از این شهر میرم شهری که به ظاهر آشنا زیاده اما تو نمی دونی درد هات رو تو تنهایی به کی بگی خسته از عروسک ها تو لباس آدم ها تنها و بی صدا قم میشم تو جاده ها میرم بی خداحافظی بی امید بی هوا میرم از هوای تو جدا دونبال ستاره ها به سمت نا کجا میرم بی خداحافظی اون که عاشق تو بود از ته دلش منم اما این روزا بودن و نبودنم فرقی نداره.واسه تو رنگ شب شدی یادت رفته نور هر چراغ روشنی حتی از راه دور پرت می کنه هواست رو من از شهر میرم شهری که گذشته ها و پوشونده همه خاطرات خوبمون اونجا بوده تو تموم کوچه ها من از این شهر میرم تو بمون و آدم های بی سایه عاشقانه های بی پایه تو فکر موندنم نباش من از این شهر میرم شهری که ستاره هاش خاموش معشوق عاشقش رو می فروشه به هیچ و پوچ زندگی من از این شهر میرم شهری که به ظاهر آشنا زیاده اما تو نمی دونی درد هات رو تو تنهایی به کی بگی نگران نباش امیرعلی بهادری نگران آیندتی دلشوره داری تو هر حالتی نمیدونی چی خوبه چی بد نمیدونی چیکار باید کرد مسیرت از سنگ پُر میشه دلت یه وقتایی دلخور میشه از این و اون اما بدون که هر چی که باید اتفاق بیفته میفته یه روزی نگران نباش چون هر چی که باید اتفاق بیفته میفته یه روزی نگران نباش به خط های مستقیم مسیرت خیره شو و هیچ وقت اسیر پشت سر نشو تو خاطره نرو مثل باد از کنار آدما رد شو بزار پشت سرت بگن به هم این دیوونه رو… بگن این دیوونه رو فقط تو خلوت بگو با خودت همش بگو بگو هر سقوط یعنی شروع ِ پروازم تمومه دنیا اگه دست به دست هم بدن سر راه تو یه سد بشن بازم هر چی که باید اتفاق بیفته میفته یه روزی نگران نباش چون هر چی که باید اتفاق بیفته میفته یه روزی نگران نباش نگران آیند‌تی دلشوره داری تو هر حالتی اگه یه وقتایی ترسیدی اگه جواب خوبی رو بدی دیدی بدون برگشتن ورق نزدیکه دنیا همیشه تنگ و کوچیکه یه روزی روبرو میشی با آرزوت به خط های مستقیم مسیرت خیره شو و هیچ وقت اسیر پشت سر نشو تو خاطره نرو مثل باد از کنار آدما رد شو بزار پشت سرت بگن به هم این دیوونه رو… بگن این دیوونه رو فقط تو خلوت بگو با خودت همش بگو بگو هر سقوط یعنی شروع پروازم تمومه دنیا اگه دست به دست هم بدن سر راه تو یه سد بشن بازم هر چی که باید اتفاق بیفته میفته یه روزی نگران نباش چون هر چی که باید اتفاق بیفته میفته یه روزی نگران نباش هر چی که باید اتفاق بیفته میفته یه روزی چون هر چی که باید اتفاق بیفته میفته یه روزی زندگی فقط آب تنی کردن در حوضچه ی اکنون است ، نه غرق شدن برای تغییر دادن اول باید باور کرد باید باور کرد